جمعى از نويسندگان
52
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
و در اينجا نيز « مجد » و « مجيد » را فقط به جهت يادآورى جلال و عظمت كلام الهى ، متناسب با كلام و تكليم نمود تا ذهن ضعيف و عقل قاصر خيال نكند بين صاحب كلام ( خدا ) و مخاطب كلام ( انسان ) ، تناسبى وجود دارد . آيا به پادشاهان هر دوره اى نمى نگرى كه از تكلم با رعاياى خود به صورت فردى استنكاف مى كنند ؟ ! پس گمان چيست در مورد پادشاه پادشاهان ، كه آسمان ها و زمين به عبوديت او اذعان دارند و اين ارائه عظمت و جلال كلام الهى است كه موجب گشته « مجد » به « كلام » تخصيص داده شود و اگر در امثال آن از قبيل عظمت ، عزت ، قدرت ، قوت و امثال آنها ، تامل كنى مناسب تر از واژه « مجد » نمى يا بى ؛ چرا كه « مجد » يك امر معنوى است كه جلال و جمال الهى را توامان افاده مىكند . پس دقت نما . اما سخن گفتن خداوند سبحان با كليم خود ( موسى « ع » ) در روايات آمده است كه او صوت را از درخت و بلكه هر ذرهاى از ذرات مى شنيد ، صوتى كه به همه جهات شش گانه احاطه داشت و اين مساله غير از آن معنائى است كه آن را در « كلمه » گفتيم ؛ چرا كه مراد از كلمه ، همان اراده است و نه چيز ديگر ؛ زيرا كلمات الهى ، همان ظهور اراده هاى الهى است ؛ بر خلاف كلام كه عبارت است از صوتى كه با حواس يا همه قوا ، شنيده مىشود ؛ همچنان كه بيان خواهيم كرد انشاء الله تعالى ولو اينكه « كلمه » و « كلام » به حسب برخى اعتبارات متحد هستند . ( ظاهرا منظور استاد العارفين اين است كه كلام و صوت نيز مىتواند متعلق اراده الهى باشد و مخلوق خدا تلقى شود ) متاسفانه استاد در اثر كسالتى كه داشته نتوانسته بيش از اين شرح دعا را ادامه دهد و بدين سان ما را از معارف خود محروم ساخته است . خداوند ايشان را با اجداد طاهرينش محشور فرمايد . والسلام عليكم و رحمه إله و بركاته